قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1916
تاريخ الفي ( فارسى )
مىگفت كه : به اعتقاد من كفر و زندقهء اين طايفهء علويه بيشتر از فرنگيان است . القصّه ، ظالم بن موهوب بعد از محاربات بسيار بر شهر دمشق استيلا يافت و ابو الهيجاى قرمطى را با پسرش و ابو بكر نابلسى را زنده دستگير نموده پيش المعزّ لدّين اللّه فرستاد . المعزّ لدّين اللّه فى الحال فرمود تا پوست ابو بكر نابلسى را پركاه كرده در بلاد مغرب بگردانند و جثّهء او را در شهر آويختند . و چون ظالم بن موهوب بر حكومت دمشق استيلا پيدا كرد قائد ابو المحمود كه به دفع حسن قرمطى رفته بود ، بازگشته متوجّه مصر شد و در حين مراجعت گذارش بر دمشق افتاد ، ظالم بن موهوب بيرون به استقبال او آمده به اعزاز و اكرام تمام او را در ظاهر دمشق فرودآورد . بعد از دو سه روز مردم ابو المحمود شروع در ظلم و تعدّى نموده كار به جايى رسيد كه مردم بيرون دمشق از دست جور و تعدّى ايشان خانههاى خود را گذاشته به شهر دمشق درآمدند و جماعتى مقتولان خود را جمع كرده در مسجد جامع انداختند « 1 » . چون مردم دمشق اين حال را مشاهده نمودند فى الحال بازارهاى شهر را بسته چندين هزار خلايق جمع شده روى به مغاربه نهادند . بعد از كارزار بسيار مغاربه عاجز آمده روى به گريز نهادند و در موضع باب الفراديس جمعيّت نمودند . و اين سال ، تمام ميانهء مغاربه و اهل شام جنگ بود تا آنكه المعزّ لدّين اللّه ، ظالم بن موهوب را از ايالت شام عزل نموده ريان خادم را به امارت آن ديار فرستاد و اين فتنه تسكين يافت . و از جملهء وقايع اين سال آنكه خليفه المطيع باللّه عباسى خود را از خلافت عزل كرده پسر خود ، ابو بكر عبد الكريم « 2 » بن مطيع ، را كه ملقّب به « الطايع باللّه » بود بر سرير خلافت متمكّن ساخت . منشأ اين آن بود كه علّت فالج بر المطيع باللّه به نوعى استيلا يافته بود كه زبانش در تكلّم بسيار گرانى مىنمود ، بنابراين سبكتكين حاجب به او گفت : انسب به حال تو آن است كه خود را از خلافت معزول ساخته پسر خود را به جاى خود نصب فرمايى . پس او ملتمس سبكتكين حاجب را اجابت نموده در ثالث شهر ذيقعدهء اين سال تمامى اعيان و اكابر بغداد راجع نموده امر فرمود تا به پسرش الطايع باللّه بيعت كردند . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه از خلفاى عباسيّه هيچكس در وقت بيعت به سنّ الطايع باللّه نبود ، چراكه ، او در حين بيعت كردن با او چهل و هشت سال از عمرش گذشته بود و غير از الطايع باللّه و ابو بكر صدّيق هيچ خليفهاى را در وقت جلوس بر سرير خلافت
--> ( 1 ) . ابن أثير انداختن نعش كشتهشدگان را در مسجد جامع مربوط به واقعهء غوطهء دمشق و كشته شدن سه نفر از كاروانيانى كه از حوران مىآمدند ، مىداند ؛ - الكامل ، ج 15 ، ص 53 . ( 2 ) . محشىّ تاريخ گزيده ( پاورقى 348 ) مىنويسد : « تنها خليفهاى است كه اسمش عبد الكريم است ، و از ابو بكر بن ابو قحافه گذشته تنها اوست كه كنيهاش ابو بكر است ، و تنها اوست كه در حيات پدر خليفه شد ، و باز تنها اوست كه در سن نسبتا زياد يعنى چهل و هفت سالگى به خلافت رسيد . » متن حاضر نيز به اين مسئله اشاره كرده است .